ایرانی ها هنگام تماشای فوتبال فریاد نمی زنند!

از ساعت ها قبل در استادیوم حاضر می شویم و با شور و انرژی فراوان تیم محبوب خود را تشویق می کنیم، اما معین نیست که به چه علت در زمان برگزاری مسابقه و درست جایی که تیم مان به حمایت احتیاج دارد، مات و مبهوت صرفا به تماشای بازی زل می زنیم و به اتفاقات درون زمین خیره می مانیم!

ایرانی ها هنگام تماشای فوتبال فریاد نمی زنند!

به گزارش خبرنگاران، فرهنگ طرفداری، نهادهای متولی و طرفدارانی که برای تماشای دیدارهای تیم محبوب خود در استادیوم ها حاضر می شوند سه ضلع مثلث طرفداری هستند، بنابراین آنچه به عنوان نقطه ضعف از زمان ورود تماشاچیان تا زمان خروج آن ها از استادیوم ها مطرح است را بایدبه صورت جداگانه و یا همزمان در این اضلاع جست وجو کنیم و با برنامه ریزی ضعف های موجود را برطرف کنیم.

به طور حتم تشویق تیم مورد علاقه هوادران در استادیوم آن هم قبل از سوت آغاز بازی مسئله ای نیست که بتوان به آن خرده گرفت، اما آن چه باید در مورد آن تحقیق کرد این است که آیا این تشویق ها قبل از آغاز یک رقابت ورزشی در میزان و نحوه تشویق ها در حین انجام مسابقه اثر گذار است؟ در صورت مثبت بودن جواب آیا نباید تشویق ها را به گونه ای ساماندهی کرد که بتوان از حضور تماشاچیان و ظرفیت تشویق ها توسط آن ها در زمان برگزاری مسابقه بهره برد؟

اگر قرار بر سکوت تماشاچیان در زمان برگزاری مسابقه باشد پس چه تفاوتی بین آن هایی که بلیت می خرند و به استادیوم می روند با طرفدارانی است که در منزل یا خارج از محیط استادیوم به تماشای یک مسابقه می نشینند؟ چرا یک تیم باید از ظرفیت بی نظیر طرفدارانش که در استادیوم حاضر شده اند در حین برگزاری یک رقابت غافل گردد و از وجود یار دوازدهم آن گونه که باید و شاید بهره نبرد؟

صندلی ناملموس کانون های طرفداری در ایران!

سالیان سال است که همان شعارهای تاریخ مصرف گذشته در استادیوم های کشور سر داده می گردد، سالیان سال است که تماشاچیان ساعت ها قبل از مسابقه هر آنچه انرژی دارند مصرف می نمایند و در زمان برگزاری یک رقابت فرقی بین آن ها و طرفدارانی که در منزل به تماشای آن دیدار می نشینند نیست، سالیان متمادی است که گویا قرار نیست خلاقیتی به خرج داده و نحوه تشویق ها در استادیوم های ایران تغییر کند و یا از کشورهای توسعه یافته و فرهنگ طرفداری درست آن ها الگو برداری کنیم، گویا نمی خواهیم از وضع موجود خلاص شویم و گویی ما را به تکرار مکررات زنجیر نموده اند!

یکی از اضلاع بسیار مهم طرفداری در ورزش، کانون ها طرفداری هستند؛ جایی که باید با برنامه ریزی درست نسبت به مدیریت تماشاچیان حاضر در استادیوم ها اقدام کرد. جذب طرفدار، فرهنگ سازی مناسب، ایجاد نظم روی سکوها، انجام فعالیت ها فرهنگ و آموزشی و ... از جمله وظایفی است که اتحادیه فوتبال ایران برای کانون طرفداران معین نموده است. باید اعلام کرد که وظیفه آموزش صحیح و انسجام کانون های هوادرای نیز به صورت مستقیم بر عهده معاونت های فرهنگی باشگاه های فوتبال است، موضوعی که به صراحت می توان گفت در مورد آن ضعف شدید در حوزه عملکرد وجود دارد.

تاکنون از خود پرسیده ایم وظیفه معاونت فرهنگی وزرات ورزش و جوانان، معاونت فرهنگی فدراسیون ها، معاون فرهنگی باشگاه ها و کانون هوادران که به صورت یک دومینو در امتداد یکدیگر قرار دارند چیست؟ چقدر برای مدیریت رفتار تماشاچیان در استادیوم ها، اصول صحیح تشویق کردن، سر دادن شعارها، جلوگیری از فحاشی روی سکوها، تشویق و حمایت از تیم مورد علاقه در زمان شکست و نتیجه نگرفتن و...برنامه ریزی و آموزش های لازم در دستور کار قرار گرفته است؟ تغییر الگوی رفتاری در این حوزه نیازمند برنامه ریزی در سطوح بالاتر و اجرا در سطوح پایین تر است و تا زمانی که آموزش های لازم در این بخش ارائه نگردد شاهد تغییری ملموس نخواهیم بود.

فرهنگ سازی؛ حلقه مفقوده آموزش طرفداران

فرهنگ؛ مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرامی گیرد تعریف است. فرهنگ از طریق آموزش به نسل بعدی منتقل می گردد و راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان ها در یک جامعه است. فرهنگ سازی اما فرایندی زمان بر است، جایگزین شدن رفتارهای درست به جای آنچه غلط می کند. باید فرد و افراد بتوانند رفتارهای بهنجار را جایگزین رفتارهای نابهنجار نمایند، این اتفاق اما به یک باره و با استفاده از دانش فردی ممکن نیست و نیازمند آموزش در سطوح مختلف از جمله خانواده به عنوان کانون تربیت، محیط دوستان، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون ها، باشگاه ها، کانون های طرفداری، رسانه ها و سایر نهادهای متولی است. باید به این باور برسیم که اگر رفتار نادرست و نابهنجاری در سطح جامعه رخ می دهد، نیازی نیست صرفا دیگران را اصلاح کنیم بلکه باید از خودمان آغاز نموده و زمینه ساز این تغییر بزرگ شویم. مردم از یک سو و متولیان از سوی دیگر دو خط موازی برای بهبود وضعیت ممکن هستند، آنچه باید رخ دهد برنامه ریزی مدون از سوی دستگاه های متولی و تغییر الگوی رفتاری از سوی تماشاچیان است، لازم و ملزومی که بدون یکدیگر معنا نمی نمایند و برای چنین تحولی نیازمند گذر زمان هستیم.

عجیب و قابل تغییر

شاید اگر جایی عنوان کنیم، طرفدارانی که در ایران برای تماشای یک مسابقه به استادیوم می روند قبل از آغاز رقابت به تشویق تیم محبوب خود می پردازند و در زمان انجام مسابقه سکوت می نمایند و محو بازی می شوند کمی خنده دار به نظر برسد ! اما اگر چنین پدیده نادری را هم اکنون، با استادیوم های مختلف جهان از جمله استادیوم های کشورهای توسعه یافته در حوزه ورزش مقایسه کنیم، این الگوی رفتاری تماشاچیان و کانون های طرفداری در کشور ما حتی خنده دار تر هم می گردد.

اما این حقیقتی انکارناپذیر است؛ فعالیت هوادرای تماشاچیان در استادیوم های ایران سینوسی است و به هیچ وجه مدیریت صحیحی در ارتباط با آن وجود ندارد. تماشاچیان به صورت جزیره ای و در برهه های زمانی متفاوت اقدام به تشویق تیم محبوب خود می نمایند، در صورتی که در استادیوم های بزرگ جهان شاهد یکپارچگی تشویق ها در طول زمان برگزاری یک رقابت هستیم و به خوبی از ظرفیت حضور تماشاچیان حاضر در استادیوم برای بالا بردن بازدهی و عملکرد یک تیم استفاده می گردد، رکنی جدایی ناپذیر که در بسیاری از موارد تاثیر بسزایی در روحیه دادن به بازیکنان، کادر فنی و حتی تغییر نتیجه یک مسابقه داشته است.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: بروزرسانی: 10 دی 1398 شناسه مطلب: 249

به "ایرانی ها هنگام تماشای فوتبال فریاد نمی زنند!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ایرانی ها هنگام تماشای فوتبال فریاد نمی زنند!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید